هفت دستور برای نرسیدن به خوشبختی
1.مسئولیت پذیر نباشید. یعنی در قبال زندگی خود مسئولیتی به عهده نگیرید و همه مسایل را به پدر، مادر، دبیر، استاد، همسایه های بد ، دوستان، دولت و یا به اشخاص دیگر نسبت دهید و خود را یک قربانی نشان دهید . اگر می خواهید کار بدی انجام دهید آن را حتما انجام دهید.
2.هیچ وقت هدفی را دنبال نکنید . برنامه ای نداشته باید . هرگز به فردا فکر نکنید .تنها به لحظه ای فکر کنید که در آن هستید. بخورید و بخوابید.خوش بگذرانید.کی می داند که فردا چه کسی مرده و چه کسی زنده خواهد ماند؟
3.برخلاف اولویت ها فکر و عمل کنید.کارهای مهم زندگیتان را انجام ندهید. تلفنی با اشخاص حرف بزنید. دور خودتان بچرخید. تا می توانید وقت کشی کنید. کارهایتان را به روز بعد موکول کنید. اول کارهای کوچک و بی اهمیت را انجام دهید.
4.برنده-بازنده فکر کنید. زندگی را رقابت شرورانه ای در نظر بگیرید.همکلاسی شما تنها هدفش این است که بر شما پیروز شود ، پس لازم است که اورا شکست دهید . به هیچ کس اجازه ندهید که موفق شود زیرا اگر آنها برنده شوندمعنایش این است که شما بازنده می شوید.به فکر پیروز شدن خودتان نباشید به فکر شکست خوردن دیگران باشید.
5.ابتدا حرف بزنید و بعد تظاهر کنید که گوش میدهید. به شما دهان داده اند که حرف بزنید.
6.همکاری نکنید. دیگران مطرح نیستند چون با شما تفاوت دارند. کار گروهی مناسب آدمها نیست. از آنجایی که همیشه شما بهترین ایده ها را ارائه می کنید، بهتر است همه کارها را خودتان انجام دهید. دیگران باید خودشان را با شما وفق دهند نه شما با آنها.
7.خودتان را از پای درآورید. به قدری سرتان را شلوغ کنید تا فرصتی برای احیا و بازسازی خود نداشته باشید. مطلب جدیدی نیاموزید. ورزش نکنید. کتاب خوب نخوانید. از طبیعت دوری کنید. از هرچه به شما الهام می دهد پرهیز کنید.
میگویند روزی ملانصرالدین به همسرش گفت : برایم شیرینی درست کن که تعریف آن را فراوان از ثروتمندان شنیده ام . همسرش می گوید آرد گندم نداریم ؛ ملا می گوید : آرد جو استفاده کن. همسرش میگوید : شیر هم نداریم. ملا جواب می دهد به جایش آب بریز. همسر ملا میگوید : شکر هم نداریم . ملا پاسخ می دهد شکر نمی خواهد. همسر ملا دست به کار میشود و با آرد جو و آب به اصطلاح شیرینی می پزد . ملا بعد از خوردن ، قیافه اش در هم می رود و می گوید: چه ذائقه ی بدی دارند این ثروتمندها !!!!!
حالا ببینید حکایت بسیاری از مارا وقتی میخواهیم به موفقیت برسیم. به ما می گویند : کینه ها را بیرون بریز که نزدیک ترین راه خوشبختی رها شدن است. ما میگوییم : یکی از دلایلی که می خواهم موفق باشم کم کردن روی بعضی هاست ، این یکی را بی خیال.
می گویند : هر چه را نیاز نداری از زندگیت خارج کن تا روح طراوت و سعادت در آن جریان یابد. پاسخ می دهیم: وقتی به ثروت رسیدم هر آنچه نیاز دارم تهیه می کنم ، بعد فکری به حال کهنه ها خواهم کرد.
می گویند: ورزش کن که برای زندگی سعادت مند به نشاط وسلامتی نیاز داری . در جواب می گوییم: هنگامی که موفق شدم و پول کافی به دست آوردم بهترین امکانات ورزشی را تهیه می کنم.
آن وقت همانگونه که ملانصرالدین به شیرینی نگاه میکرد ما به نانی که برای خود پخته ایم نگاه میکنیم و می گوییم که چه دل خوشی دارند بعضی ها.

