
السلام علیک یا ابالحسن یا علی بن الحسین یا زین العابدین یابن رسول الله
شهادت چهارمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت را به پیشگاه مقدس ولی عصر ،امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تسلیت عرض مینماییم.
متن زیبایی رو که می خونید ترجمه دعای نوزدهم صحیفه سجادیه هست.
ای خداوند باران بفرست و سیرابمان ساز و همراه با بارانی فزاینده و ریزنده، از ابری در آفاق رونده و گیاهان زیبا رویاننده، رحمت خود بر ما ارزانی دار.
ای خداوند میوه ها را برسان و بر بندگانت احسان فرمای، گلها را شکفته گردان و زمین خود زنده نمای. فرشتگان خود، آن فرستادگان بزرگوار را بفرمای تا از سوی تو، بارانی سودمند و پیوسته و فراوان و گسترده و تند بار بیاورند و همه جا راسیراب سازند، تا زمین مرده را زنده نمایی و هرچه را از دست رفته است باز گردانی و آنچه روییدنی است برویانی و در روزی مردم گشایش دهی، با چنان ابری انبوه، گرانبار،خوش و بی زیان و از کران تا کران، که از آن آواز تندر آید و بارانش ملایم و پر دوام بود و برقش فریبناک نبود.
ای خداوند، مارا از بارانی به فریاد رسنده، قحط زداینده، گیاه رویاننده، فراگیرنده و فراوان بارنده سیراب نمای،تا گیاهان ایستاده را طراوتِ تازه دهی و گیاهانِ بر زمین خفته را بر پا داری.
ای خداوند، باران برسان آنسان که آبها از تپه ها روان داری و چاهها از آبها پر سازی و رودها به خروش آری و نباتات برویانی و در همه شهرها ارزانی پدید آری و چارپایان و مردمان به تن و توش آری و برای ما خوردنی های خوش و گوارا کامل گردانی و کِشته های ما برویانی و پستانهای ستوران پر شیر سازی و بر نیروی ما نیرویی دیگر افزایی.
ای خداوند، سایه ابر بر ما بادِ سموم **مگردان و خنکی اش را شوم منمای، چنان مباد که بر سر ما به جای باران سنگ ببارد و به جای آب شیرین و گوارا آب تلخ و شور. بارخدایا بر محمد و خاندانش درود بفرست و ما را از برکات زمین و آسمانها روزی ده. همانا که تو بر همه چیز توانایی.
**«باد سموم»یا «سام» که از عربستان میوزد و همیشه خاک و شن همراه دارد. این باد بسیار خشک، گرم و سوزندهاست. وزش آن به هنگام تابش آفتاب مخصوصاً در میانه روز شخص را مسموم میکند. حمزه اصفهانی مؤلف کتاب«سنی الملوک الارض و الانبیاء» درباره این باد و گذر آن در آبادان مینویسد:
«در سال 234 هجری قمری باد سموم شدیدی وزید که مردم مانند آن ندیده بودند. مدت آن زیاد از 50 روز بود. آغازش از سوم حزیران و انجامش آخر تموز، این باد کوفه، بغداد و واسط را فرا گرفت و به عبادان رسید و از اواسط به اهواز رفت و همگی رهگذران و کاروانها را بکشت و چون به همدان رسید، مزارع را بسوخت و در صحرای سنجار موصل هر بشر و شجر و دابه را هلاک کرد و بازارهای موصل چند روز تعطیل شد و راه دهات از شهر منقطع گردید.»
راز بی اخلاقی مسلمانان
و "خواجه نصیر الدین " دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است :
در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود . روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟
من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم .
خواجه نصیر الدین فرمود :
ای شیخ تو کوششها در دین مبین کرده ای و اصول اخلاق محمد که سلام خدا بر او باد را می دانی . و همانا محمد(ص) و جانشینانش بسیار از اخلاق گفته اند و از بامداد که مومن از خواب بر می خیزد تا هنگامی که شبانگاه با بانویش همبستر می شود , راه بر او شناسانده شده است .
اما چه سری است که هیچ کدام از ایشان ذره ای بر اخلاق نیستند و بی اخلاق ترین مردمانند وآنکه اخلاق دارد نه از مسلمانی اش که از وجدان بیدار او است.
من بسیار سفرها کرده ام و از شرق تا غرب عالم , دین ها و آیین ها دیده ام . از "غوتمه ( بودا ) "در خاورزمین تا "مانی ایرانی" در باختر زمین که همانا پیروانشان چه نیکو می زیند و هرگز بر دشمنی و عداوت نیستند .
آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نیست و تنها بنیان اخلاق را خودشناسی می دانند و معتقدند آنکه خود بشناسد وجدان خود را بیدار کرده و نیازی به جزئیات اخلاقی همچون مسلمانان ندارد .
اما عیب اخلاق مسلمانی چیست ای شیخ ؟
در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان " اما " و " اگر " دارد .
در اسلام تو را می گویند :
دروغ نگو ... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست .
غیبت مکن ... اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست
قتل مکن ... اما قتل نامسلمان را باکی نیست .
تجاوز مکن ... اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست .
و این " امّا "ها مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند .
و راز نابخردی و پستی مسلمانان در همین است ای شیخ کسلان ....
از اسرار اللطیفه و الکسیله
