پسری از نسل سلمان

سلام

این شعرو با این عکس تقدیم می کنم به امیر حسین نیا که یکی از بهترین دوستان دوره‌ی سربازیمه که طرح اصلی عکس مال خودشه من فقط با فتوشاپ روش کار کردم.

عشق

نشاط انگیز و ماتم زایی ای عشق    

عجب رسواگر و رسوایی ای عشق

اگر چنگ تو با جانی ستیزد

چنان افتد که هرگز برنخیزد

تورا یک فن نباشد ذوفنونی

بلای عقل و مبنای جنونی

تو ((لیلی)) را زخوبی طاق کردی

گل گلخانه آفاق کردی

اگر بر او نمک دادی، تودادی

بدو خوی ملک دادی، تو دادی

لبش گلرنگ اگر کردی، تو کردی

دلش را سنگ اگر کردی تو کردی

به از ((لیلی)) فراوان بود در شهر

به نیروی تو شد جانانه دهر

تو ((مجنون)) را به شهر افسانه کردی

ز هجران زنی دیوانه کردی

تو او را ناله و اندوه دادی

ز محنت سر به دشت و کوه دادی

چه دلها کز تو چون دریای خون است

چه سرها کز تو صحرای جنون است

به((شیرین)) دلستانی یاد دادی

وز آن ((فرهاد)) را بر باد دادی

سر و جان و دلش جای جنون شد

گران کوهی، زعشقش بیستون شد

ز ((شیرین)) تلخ کردی کام ((فرهاد))

بلند آوازه کردی نام ((فرهاد))

یکی را بر مراد دل رسانی

یکی را در غم هجران نشانی

یکی را همچو مشعل برفروزی

میان شعله ها جانش بسوزی

خوشا آنکس که جانش از تو سوزد

چو شمعی پای تا سر برفروزد

خوشا عشق و خوشا ناکامی عشق

خوشا رسوایی و بدنامی عشق

خوشا بر جان من، هر شام و هر روز

همه درد و همه داغ و همه سوز

خوشا عاشق شدن،اما جدایی

خوشا عشق و نوای بی نوایی

خوشا در سوز عشقی سوختن ها

درون شعله اش افروختن ها

چو عاشق از نگارش کام گیرد

چراغ آرزوهایش بمیرد

اگر میداد((لیلی)) کام ((مجنون))

کجا افسانه میشد نام((مجنون))؟

هزاران دل بحسرت خون شد از عشق

یکی در این میان مجنون شد از عشق

در این آتش هر آنکس بیشتر سوخت

چراغش در جهان روشنتر افروخت

نوای عاشقان در بینواییست

دوام عاشقی هادر جداییست



نويسنده : محمدرضا - ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ مهر ۱۳۸۸   |    نظرات []   |    لينک ثابت

سلام

گفته بودم که زود برمی گردم.برگشتم اونم با دست پر.

یه صفحه جدید ساختم به اسم دوبیتی های عشق واسه عاشقا.یه کار جدید هم در دست ساخته. اگه عاشق نیستی نرو داخل!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 



نويسنده : محمدرضا - ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ مهر ۱۳۸۸   |    نظرات []   |    لينک ثابت

Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam